نقد و بررسی کتاب صداهایی از چرنوبیل

72
0
نقد و بررسی کتاب صداهایی از چرنوبیل

یک روایت هولناک که داستان آن با انفجاری ناشناخته در ساعت 23 و 58 دقیقه‌ی روز 26 آوریل سال 1986 اتفاق افتاد. کتاب صداهایی از چرنوبیل اثر تکان‌دهنده‌ی سوتلانا آلکسیویچ تاریخ شفاهی قوی، تأثیرگذار و روشنگری از بزرگترین فاجعه‌ی تکنولوژیکی قرن بیستم است. لازم به ذکر است که اثر حاضر، در سال 2005 جایزه‌ی حلقه‌ی منتقدین کتاب آمریکا را برای نویسنده‌ی خود به ارمغان آورد. در این پست به نقد و بررسی کتاب صداهایی از چرنوبیل می پردازیم.

نقد و بررسی کتاب صداهایی از چرنوبیل

در هیچ خطی از کتاب‌های تاریخ، هرگز به ثبت نرسیده مردمی که در 26 آوریل 1986 روی پل مجاور نیروگاه اتمی در چرنوبیل به تماشا ایساده بودند، به چه چیزی فکر می‌کردند! شاید عاشقی در رؤیای تماشای چشم‌های معشوقش بود یا دختربچه‌ی کوچکی در فکر بادبادک رنگارنگش بود که چند دقیقه پیش باد آن را از دستش جدا کرده بود. و یا مادر بارداری که در خیال صدای قلب جنینش خوش‌رقصی می‌کرد… هر چه هست، آدم‌های روی پل، دیگر هرگز فرصت خیالبافی در زندگی‌شان را به دست نیاوردند و زیر خروارها روایت و اتفاق در چرنوبیل آلوده دفن شدند.

سوتلانا آلکسیویچ (Svetlana Alexievich) نویسنده‌ی توانای اهل بلاروس در کتاب صداهایی از چرنوبیل (Voices from Chernobyl) به یک واقعه‌ی تاریخی هولناک پرداخته که نه‌تنها خودِ روسیه را تحت‌تأثیر قرار داد که کشورهای اطراف آن از جمله بلاروس را نیز با سرنوشتی متفاوت روبه‌رو کرد.

او در این کتاب یک مستند روایی و داستانی را ارائه می‌کند که با تصاویر روشن همراه است. گویی به جای کتاب، با یک فیلم سینمایی روبه‌رو هستید که هیچ جزئیاتی را از قلم نینداخته!

آلکسیویچ در این کتاب با بیش از 500 شاهد عینی که در این واقعه حضور داشتند صحبت کرده و از زبان آن‌ها به این واقعه‌ی متأثرکننده می‌پردازد. این اثر یک مستند داستانی حقیقی را از زاویه دید پزشکان، آتش‌نشان‌ها، فیزیکدانان، مردم عادی و معمولی و افراد گروه پاکسازی خلق می‌کند و در مقابل دیدگانتان قرار می‌دهد.

کتاب صداهایی از چرنوبیل حاصل ده سال زحمت، تحقیق و تلاش سوتلانا آلکسیویچ است. او در این کتاب تلاش کرده تا همه‌ی جزئیات را بدون اغراق و با صداقتی مثال‌زدنی درباره‌ی فاجعه چرنوبیل بیان کند. بنابراین در خلال روایت‌ها، به ابعاد گوناگون این انفجار اتمی، شامل تأثیرات سیاسی، تأثیر بر ژنتیک و سلامتی، صدمات جسمی، روحی، محیط‌زیستی و… پرداخته است.

با خواندن این کتاب زیبا به دل تاریخ سفر می‌کنید و بر زمین چرنوبیل، نقطه‌ی طردشده‌ی جهان، می‌ایستید. این اثر با ترجمه‌ی نازلی اصغرزاده و به همت نشر مروارید به چاپ رسیده است.

اقتباس فرهنگی از کتاب صداهایی از چرنوبیل

مینی‌سریال چرنوبیل ساخت اچ. بی. او اقتباسی از روایت‌های ذکرشده در کتاب صداهایی از چرنوبیل است. این اثر در فهرست برترین مینی‌سریال‌های تاریخ قرار گرفته است.

جوایز و افتخارات کتاب صداهایی از چرنوبیل
برنده‌ی جایزه‌ی Leipzig
ترجمه‌شده به چند زبان زنده‌ی دنیا
برنده‌ی جایزه‌ی حلقه‌ی منتقدین کتاب آمریکا
نکوداشت‌های کتاب صداهایی از چرنوبیل
یک اثر ماندگار. (Publishers Weekly)
کتابی شجاعانه، مهم و بسیار قوی. (Star-Ledger)
اثری زیبا، شبیه به داستان‌های آخرالزمانی! (Time Out Chicago)
اثر زیبای آلکسیویچ بدون‌شک یکی از جذاب‌ترین کتاب‌هایی است که تابه‌حال خوانده‌ام. (Masha Gessen, The New Yorker)
کتاب قابل توجه آلکسیویچ که داستان زندگی و مرگ هموطنان بلاروسی خود را در آن به ثبت می‌رساند. مجموعه‌ی بی‌نظیری از فداکاری… (Andrew Meier, The Nation)
نویسنده در این کتاب توانسته برشی از زندگی‌نامه‌ی مردم روس، بلاروس و اکراین را در آن دوران به‌تصویر بکشد. او این بار سوختگی ناشی از تشعشعات اتمی را در مغزها بر جای می‌گذارد! (Julian Barnes, The Guardian)

کتاب صداهایی از چرنوبیل برای چه کسانی مناسب است؟

همه‌ی علاقه‌مندان به کتاب‌های مستند تاریخی و روایی، با درونمایه‌ی داستانی، از خواندن این کتاب لذت خوهند برد. اگر دوست دارید برشی مهم از تاریخ را بخوانید و با فاجعه‌ی چرنوبیل بیشتر آشنا شوید، این اثر را از دست ندهید.

با سوتلانا آلکسیویچ بیشتر آشنا شویم

آلکسیویچ یکی از مشهورترین روزنامه‌نگاران بلاروسی است که در سال 1948 از مادر اکراینی و پدر اهل روسیه‌اش به دنیا آمد. سوتلانا آلکسیویچ به‌عنوان روزنامه‌نگاری شناخته می‌شود که در تمام سال‌های فعالیت خود در این حرفه، قلمش را جز برای بیان حقیقت روی کاغذ نبرده است.

این نویسنده‌ی توانمند، تاکنون توانسته به‌واسطه‌ی خلق آثار بی‌نظیرش، جوایز زیادی را از جمله جایزه‌ی ادبی نوبل، جایزه‌ی مدیسی و جایزه‌ی صلح کتابفروشان آلمان را از آنِ خود کند.

از آلکسیویچ آثار خواندنی و پرطرفدار دیگری نیز به چاپ رسیده که از آن جمله باید به کتاب‌های «جنگ چهره‌ی زنانه ندارد»، «زمان دست دوم» و «شیفتگان مرگ» اشاره کرد.

در بخشی از کتاب صداهایی از چرنوبیل می‌خوانیم

به‌تازگی با هم پیمان زناشویی بسته بودیم. هنوز در خیابان دست در دست هم می‌گشتیم، حتی در فروشگاه‌ها… همه‌جا با هم بودیم. به او می‌گفتم: «دوستت دارم»، اما هنوز از عمق و شدت واقعی عشقم به او بی‌خبر بودم… تصور روشنی از آن نداشتم… در طبقه‌ی دوم خوابگاه کارکنان اداره‌ی آتش‌نشانی زندگی می‌کردیم؛ محل کار همسرم… آن‌جا علاوه بر ما، سه زوج دیگر هم زندگی می‌کردند و همه‌ی ما فقط یک آشپزخانه در اختیار داشتیم. در طبقه‌ی اول اتومبیل‌های آتش‌نشانی پارک می‌شدند. اتومبیل‌های سرخ آتش‌نشانی… معمولاً از برنامه‌ی کاری روزمره‌ی همسرم خبر داشتم: کجاست، با چه‌کسی است؟ نیمه‌های شب سروصدایی شنیدم. فریادهایی به گوش می‌رسید. از پنجره بیرون را نگاه کردم. متوجه شد و گفت: «پنجره را ببند و بخواب، چیزی نیست، در نیروگاه حریقی روی داده، باید بروم. خیلی زود برمی‌گردم.»

انفجار را ندیدم. فقط شعله‌های آتش بود. انگار همه‌چیز شعله‌ور شده بود… همه‌ی زمین و آسمان… شعله‌های بلندی زبانه می‌کشیدند… گرما دهشتناک بود و دود… هنوز از او خبری نبود… شعله‌ور شدن قیر، باعث انتشار دود شده بود. پشت‌بام نیروگاه قیراندود شده بود. بعدها به خاطر می‌آورد که انگار درون قیر ذوب‌شده‌ای راه می‌رفتند. حریق را عقب می‌راندند، اما شعله‌های آتش همچنان به پیش می‌خزیدند و اوج می‌گرفتند. گرافیت سوزان را با پای‌شان کنار می‌زدند. بی‌آن‌که لباس ضدحریق بر تن کنند، تنها با یک پیراهن ساده به راه افتاده بودند. حقیقت ماجرا را به آن‌ها نگفته بودند. انگار فقط برای مهار کردن آتش‌سوزی ساده‌ای احضارشان کرده بودند.

5/5 - (8 امتیاز)
محسن دادار
نوشته شده توسط

محسن دادار

کارشناس سئو و تحلیل ارزهای دیجیتال ؛ علاقه مند به تکنولوژی و اخبار روز دنیای فناوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خدمات وایز اول پرداخت

وایز اول پرداخت

گوگل فارکس آموزش تخصصی آمارکتس