آدام وینگارد با Onslaught دوباره به قلمرویی بازمی‌گردد که بیش از هر چیز با نام او گره خورده است: سینمای ژانری کم‌هزینه، خشن، دیوانه‌وار و آگاه به قواعد خودش. مردی که بعد از تجربه پروژه‌های عظیمی همچون Godzilla vs. Kong و Godzilla x Kong: The New Empire حالا به یک تریلر ۹۲ دقیقه‌ای درباره سربازان فوق‌العاده‌ای که از یک مرکز نظامی مخفی فرار کرده‌اند پناه آورده، ظاهراً قصد دارد نشان دهد که هنوز می‌تواند بدون غول‌های چندصد میلیون دلاری هم تماشاگر را سرگرم کند.

Onslaught فیلمی است که بیشتر از آنکه بخواهد داستانی پیچیده تعریف کند، می‌خواهد یک تجربه سینمایی پرانرژی ارائه دهد؛ ترکیبی از اسلشر، اکشن، سینمای گرایندهاوس و فیلم‌های انتقامی دهه ۸۰. خود وینگارد آن را نوعی «B-movie با کیفیت A» توصیف کرده و این تعریف تقریباً بهترین راه برای درک فیلم است.

اما مشکل دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که فیلم باید میان این دو قطب تعادل برقرار کند: Onslaught به اندازه کافی دیوانه نیست که یک B-movie تمام‌عیار باشد و به اندازه کافی جدی نیست که به یک اکشن‌تریلر واقعاً تأثیرگذار تبدیل شود.

بازگشت وینگارد به دوران The Guest

برای فهمیدن جایگاه Onslaught در کارنامه آدام وینگارد، باید به سال ۲۰۱۴ برگردیم؛ زمانی که او با The Guest یکی از جذاب‌ترین فیلم‌های ژانری آن دهه را ساخت.

در The Guest نیز دن استیونز در مرکز ماجرا قرار داشت؛ سربازی مرموز که وارد زندگی یک خانواده می‌شود و به‌تدریج مشخص می‌شود چیزی بسیار خطرناک‌تر از آن چیزی است که در ابتدا به نظر می‌رسد. حالا وینگارد و استیونز دوباره کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند؛ با این تفاوت که Onslaught در واقع ادامه مستقیم داستان The Guest نیست، بلکه فیلمی است که در همان جهان و با همان ایده‌های ژانری امتداد پیدا می‌کند.

نقد و بررسی فیلم Onslaught

این پیوند باعث شده فیلم برای طرفداران The Guest جذابیت مضاعفی داشته باشد، اما Onslaught تلاش می‌کند روی پای خودش بایستد و برای تماشای آن الزاماً نیازی به دیدن فیلم قبلی نیست.

از این نظر، بازگشت وینگارد به سینمای مستقل کاملاً قابل درک است. او طی سال‌های گذشته درگیر پروژه‌هایی بسیار بزرگ‌تر شده بود و حالا در Onslaught دوباره کنترل فضای فیلم، خشونت و زبان بصری خودش را در دست گرفته است. با این حال، بعضی منتقدان معتقدند آثار عظیم استودیویی بیش از آنکه به وینگارد آزادی داده باشند، ردپای خود را روی سبک او باقی گذاشته‌اند.

بیشتر بخوانید :  نقد و بررسی فیلم Users

داستان فیلم Onslaught؛ وقتی سرباز به سلاح تبدیل می‌شود

داستان در محیطی بیابانی و منزوی اتفاق می‌افتد. سلست با بازی آدریا آرجونا، یک سرباز سابق و مادری تنهاست که با عوارض روانی دوران خدمتش دست‌وپنجه نرم می‌کند.

اما زندگی نسبتاً آرام او زمانی به هم می‌ریزد که موجوداتی مرگبار از یک مرکز نظامی مخفی فرار می‌کنند.

این موجودات در حقیقت سربازانی هستند که در نتیجه یک پروژه نظامی به سلاح‌های انسانی تبدیل شده‌اند؛ انسان‌هایی که بخش‌هایی از احساس و وجدانشان از بین رفته و حالا بیشتر شبیه ماشین‌های کشتار عمل می‌کنند.

ایده، عمداً آشناست.

از The Terminator گرفته تا Halloween، Aliens و آثار گرایندهاوس، فیلم آشکارا از سینمای ژانری کلاسیک تغذیه می‌کند. حتی ساختار داستان نیز به الگوی آشنای «مکان محدود + تهدیدی توقف‌ناپذیر + قهرمانی که باید از خانواده‌اش محافظت کند» نزدیک است.

اما این آشنایی الزاماً نقطه ضعف نیست. هدف وینگارد ظاهراً ساخت یک فیلم کاملاً اورجینال نیست؛ او می‌خواهد با قطعاتی که دوست دارد، یک اسباب‌بازی سینمایی تازه بسازد.

آدریا آرجونا؛ قلب فیلم

اگر Onslaught یک دلیل جدی برای تماشا داشته باشد، آن دلیل آدریا آرجونا است.

سلست برخلاف بسیاری از قهرمانان اکشن معاصر، از همان ابتدا یک ابرقهرمان شکست‌ناپذیر نیست. او آسیب دیده، خسته و گرفتار گذشته است. رابطه‌اش با دخترش نیز به شخصیت او بُعدی انسانی می‌دهد.

آرجونا موفق می‌شود این آسیب‌پذیری را با وجه اکشن شخصیت ترکیب کند. نتیجه، قهرمانی است که وقتی وارد مبارزه می‌شود، صرفاً به یک ماشین کشتار تبدیل نمی‌شود؛ گذشته و ترس‌هایش همچنان بخشی از رفتار او هستند.

این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا فیلم در غیر این صورت می‌توانست خیلی راحت تبدیل به مجموعه‌ای از صحنه‌های تیراندازی و خونریزی شود.

نقد و بررسی فیلم Onslaught

آرجونا در سال‌های اخیر در نقش‌های اکشن و ژانری بیشتر دیده شده و Onslaught را می‌توان یکی از مهم‌ترین فرصت‌های او برای تبدیل‌شدن به یک ستاره اکشن تمام‌عیار دانست. برخی نقدهای منتشرشده نیز اجرای او را یکی از نقاط قوت اصلی فیلم دانسته‌اند.

دن استیونز؛ دیوانه‌تر از همیشه

در طرف دیگر، دن استیونز قرار دارد؛ بازیگری که حضورش در فیلم عملاً یک سیگنال به طرفداران The Guest است.

استیونز در نقش دکتر هانس کملر حضوری اغراق‌آمیز و عمداً عجیب دارد. شخصیت او دانشمندی است که در قلب پروژه نظامی قرار گرفته و فیلم از گذشته و هویت او برای ایجاد حال‌وهوایی فاشیستی و بیمارگونه استفاده می‌کند.

استیونز دقیقاً می‌داند در چه فیلمی بازی می‌کند و به جای تلاش برای واقع‌گرایانه‌کردن شخصیت، به سمت اغراق می‌رود. نتیجه شاید برای برخی تماشاگران بیش از حد نمایشی باشد، اما در منطق Onslaught کاملاً جواب می‌دهد.

حضور او همچنین یکی از مهم‌ترین پل‌های فیلم به The Guest است؛ نوعی یادآوری دائمی که وینگارد هنوز همان فیلمساز سال ۲۰۱۴ است، حتی اگر بودجه و تجربه‌اش در این فاصله به‌شدت افزایش پیدا کرده باشد.

بیشتر بخوانید :  نقد و بررسی فیلم تیزتر | Sharper

خشونت؛ زیاد، اما نه آن‌قدر که انتظار دارید

اسم فیلم Onslaught است؛ یعنی «یورش» یا «حمله گسترده». بنابراین طبیعی است که انتظار داشته باشیم با یک جشن تمام‌عیار خشونت روبه‌رو باشیم.

فیلم قطعاً خشن است و لحظات خونین کم ندارد. اما تناقض جالب اینجاست که بسیاری از منتقدان احساس کرده‌اند فیلم با وجود ظاهر خشنش، به اندازه کافی از کنترل خارج نمی‌شود.

این همان نقطه‌ای است که فیلم در مقایسه با وعده اولیه‌اش کمی عقب می‌نشیند.

Onslaught می‌خواهد هم یک اسلشر باشد و هم یک فیلم اکشن؛ اما گاهی این دو ژانر به جای تقویت یکدیگر، جلوی هم قرار می‌گیرند. قاتلانی که اسلحه دارند، الزاماً همان تهدید خلاقانه و غیرقابل پیش‌بینی قاتلان کلاسیک اسلشر نیستند.

گاردین نیز دقیقاً به همین مشکل اشاره کرده و فیلم را اثری دانسته که با وجود ظاهر پرزرق‌وبرق، به اندازه کافی از جنون و خشونت وعده‌داده‌شده بهره نمی‌برد.

سیاست در پس‌زمینه

یکی از جنبه‌های جالب Onslaught این است که فیلم فقط به دنبال کشتار نیست.

ایده سربازانی که توسط سیستم نظامی به ابزارهای بی‌احساس تبدیل شده‌اند، امکان خوانش سیاسی روشنی دارد: نقد مجتمع نظامی-صنعتی، فناوری جنگ، فاشیسم و نحوه برخورد سیستم با سربازانی که پس از جنگ بازمی‌گردند.

اما فیلم در این بخش چندان عمیق نمی‌شود.

ایده‌ها وجود دارند، نشانه‌ها وجود دارند و حتی طراحی برخی شخصیت‌ها آشکارا به تاریخ نظامی و فاشیسم اشاره می‌کند؛ ولی Onslaughtعلاقه چندانی ندارد این ایده‌ها را تا انتها دنبال کند.

در نتیجه، مضمون سیاسی بیشتر شبیه لایه‌ای زیرین باقی می‌ماند تا ستون اصلی داستان.

برخی نقدها نیز همین مسئله را مطرح کرده‌اند: فیلم نشانه‌های واضحی از نقد جنگ مدرن و ماشین نظامی دارد، اما انرژی و خشونت فیلم در نهایت بر این مضامین غلبه می‌کند.

مشکل اصلی: فیلم کمی بیش از حد محتاط است

شاید بزرگ‌ترین تناقض Onslaught این باشد که فیلمی درباره سربازان فوق‌انسانی، آزمایش‌های مخفی، یک مادر مسلح و حمله به یک پارک تریلر، گاهی بیش از حد محتاط به نظر می‌رسد.

این فیلم باید کثیف‌تر، عجیب‌تر و بی‌پرواتر باشد.

نقد و بررسی فیلم Onslaught

وینگارد در The Guest نشان داده بود که چطور می‌توان خشونت، موسیقی، شوخ‌طبعی و حال‌وهوای سینمای دهه ۸۰ را در قالبی منسجم ترکیب کرد. در Onslaught این عناصر هنوز وجود دارند، اما همیشه به یک اندازه قدرتمند نیستند.

فیلم از نظر ظاهری پولیش‌شده‌تر از یک B-movie معمولی است؛ چیزی که تجربه وینگارد در تولیدات عظیم استودیویی احتمالاً به آن کمک کرده است. اما همین صیقل‌خوردگی گاهی به ضررش تمام می‌شود.

چون یک فیلم B خوب باید کمی بی‌قاعده باشد.

بیشتر بخوانید :  ساخت صحنه های سیاه‌وسفید Oppenheimer نولان به همراه نوار فیلم جدید

باید احساس کنیم فیلمساز ممکن است هر لحظه کاری کاملاً دیوانه‌وار انجام دهد.

Onslaught همیشه این حس را منتقل نمی‌کند.

آیا فیلم واقعاً دنباله The Guest است؟

برای طرفداران The Guest، پاسخ کوتاه این است: تا حدی.

فیلم از نظر داستانی یک دنباله کلاسیک نیست، اما از نظر جهان ژانری، ایده‌ها و حضور دن استیونز، ارتباط مشخصی با آن فیلم دارد. به همین دلیل بهتر است Onslaught را نوعی دنباله معنوی در نظر بگیریم تا ادامه مستقیم.

و این اتفاق شاید هوشمندانه‌تر از ساختن یک The Guest 2 معمولی باشد.

وینگارد به جای تکرار داستان دیوید، ایده سربازِ ساخته‌شده برای جنگ را گسترش می‌دهد و آن را در قالب یک فیلم اسلشر قرار می‌دهد.

به این ترتیب، Onslaught هم ادای دینی به فیلم قبلی است و هم تلاش می‌کند هویت مستقلی داشته باشد.

جمع‌بندی؛ یک B-movie دوست‌داشتنی، اما نه یک کلاسیک تازه

Onslaught فیلم کاملی نیست.

فیلمنامه گاهی پراکنده است، شخصیت‌های فرعی عمق چندانی پیدا نمی‌کنند و فیلم در استفاده از پتانسیل فوق‌العاده ایده‌اش همیشه جسور نیست. از طرف دیگر، پیام‌های سیاسی آن نیز بیشتر در حد اشاره باقی می‌مانند.

اما این‌ها تمام ماجرا نیست.

فیلم در عوض چیزی ارائه می‌کند که در سینمای جریان اصلی امروز کمتر پیدا می‌شود: یک فیلم ژانری واقعاً بازیگوش.

آدریا آرجونا در مرکز آن حضور قدرتمندی دارد، دن استیونز کاملاً به سمت جنون می‌رود، وینگارد دوباره به ریشه‌هایش سر می‌زند و فیلم در مدت حدود ۹۲ دقیقه آن‌قدر سریع حرکت می‌کند که فرصت زیادی برای خسته‌شدن باقی نمی‌گذارد.

مشکل این است که عنوان فیلم و ایده مرکزی آن انتظار یک «یورش» تمام‌عیار را ایجاد می‌کنند؛ در حالی که نتیجه نهایی بیشتر شبیه یک حمله کنترل‌شده است.

اگر با انتظار یک شاهکار تازه در حد The Guest وارد فیلم شوید، احتمالاً ناامید خواهید شد.

اما اگر دنبال یک اکشن-اسلشر خونین، عجیب و سرگرم‌کننده با حال‌وهوای سینمای دهه ۸۰ هستید، Onslaught می‌تواند یکی از گزینه‌های جذاب سینمای ژانری ۲۰۲۶ باشد.

در نهایت، شاید بهترین توصیف برای فیلم همان عبارتی باشد که خود وینگارد برای آن انتخاب کرده است: یک B-movie با پرداخت A؛ فیلمی که پولیش یک محصول بزرگ را دارد، اما هنوز می‌خواهد با اسباب‌بازی‌های قدیمی سینمای ژانری بازی کند.

امتیاز پیشنهادی: ۷ از ۱۰

نقاط قوت: آدریا آرجونا، دن استیونز، طراحی بصری، خشونت، حال‌وهوای سینمای ژانری، ریتم مناسب.

نقاط ضعف: فیلمنامه پراکنده، استفاده ناقص از ایده سیاسی، احتیاط بیش از حد در بعضی صحنه‌های اکشن و فاصله گرفتن از جنون واقعی یک B-movie.

کارگردان: آدام وینگارد
نویسندگان: آدام وینگارد، سایمون بَرِت
بازیگران: آدریا آرجونا، دن استیونز، ربکا هال، مایکل بین، درو استارکی، الکس پریرا
ژانر: اکشن، ترسناک، اسلشر
محصول: A24
مدت: حدود ۹۲ دقیقه

امتیاز این مطلب
Shares:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *