نقد و بررسی کتاب سوفیا همیشه سیاه می‌پوشد

87
0
نقد و بررسی کتاب سوفیا همیشه سیاه می‌پوشد

کتاب سوفیا همیشه سیاه می‌پوشد، مجموعه‌ای از داستان‌هایی درباره‌‎ی زنی به نام سوفیاست، که از زمان تولد تا سی‌سالگی او را روایت می‌کنند و از زنانی می‌گویند که نقش‌های پررنگی در زندگی سوفیا ایفا کرده‌اند. داستان‌های پائولو کنیه تی در این کتاب، در عین مجزا بودن، پیوستگی خاصی دارند، به طوری که می‌توان این اثر را هم مجموعه داستان دانست و هم یک رمان. گفتنی‌ست این اثر در میان فینالیست‌های دریافت جایزه‌ی استرگا در سال 2013 بوده است. در این پست به نقد و بررسی کتاب سوفیا همیشه سیاه می‌پوشد می پردازیم.

نقد و بررسی کتاب سوفیا همیشه سیاه می‌پوشد

زندگی سوفیا از همان ابتدا به زنان دیگر گره خورده بود. زمانی که متولد شد، پزشکان تشخیص دادند که به یک بیماری مادرزادی قلبی مبتلاست، پس باید مدتی را در بیمارستان تحت مراقبت می‌مانْد تا خیال همه از سلامتی او راحت شود. از همان ابتدا، هر زمان که کسی به این فکر نمی‌کرد که در بخشی که سوفیا تحت مراقبت است، چه می‌گذرد و همه به کار خودشان مشغول بودند، یکی از پرستاران، کنار او می‌نشست و همه‌ی آنچه نیاز داشت برای کسی بگوید را برای سوفیا بازگو می‌کرد. دست کم مطمئن بود که این درددل‌ها هیچ ضرری برای خودش نخواهند داشت و آسیبی هم به نوزاد وارد نمی‌کنند. نقش زنان در زندگی سوفیا و حتی نقش سوفیا در زندگی زنان اطرافش، از همان اول هم پررنگ بود. کتاب سوفیا همیشه سیاه می‌پوشد (به ایتالیایی: Sofia si veste sempre di nero) از پائولو کنیه تی (Paulo Cognetti)، ماجراهای زندگی سوفیا، از زمان تولد تا سی‌سالگی را در قالب داستان‌های مجزا و در عین حال پیوسته روایت می‌کند. ماجراهای زندگی زنی که از همان ابتدا هم برای بقا تلاش می‌کرد.

نویسنده کوشیده تا در این اثر بر تأثیرات و نقش پررنگ زنان تاکید کند. در هر یک از داستان‌ها، که همگی رنگ و بویی زنانه دارند، به نحوی از تأثیرگذاری و اهمیت زنان می‌خوانیم. در داستان «سوفیا همیشه سیاه می‌پوشد» که یکی از بخش‌های این کتاب است، از شانزده‌سالگی سوفیا می‌خوانیم و می‌بینیم که چطور «مارتا»، عمه‌ی سوفیا، که همیشه از خانواده فاصله داشته و چندان هم تلاش نمی‌کرده خود را به آن‌ها نزدیک کند، می‌تواند در زندگی سوفیا تأثیرگذار باشد و کم‌کم، او را از مخمصه‌ای که درگیرش شده بوده خلاص کند. سوفیا که در این سن، ظاهراً تصمیم به پایان دادن به زندگی خود می‌گیرد، با معجزه‌ی رابطه‌ی دوستانه‌ای که میان او و مارتا شکل می‌گیرد، به شور و هیجان واقعی زندگی نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود و از دنیای تاریکی که درگیرش بوده فاصله می‌گیرد.

این کتاب، نه‌تنها بر تأثیراتی که زنان زندگی سوفیا بر او می‌گذارند تأکید دارد، بلکه به سراغ اثری که آن‌ها بر یکدیگر می‌گذارند نیز رفته است. در بخش‌های ابتدایی که به اولین سال‌های زندگی سوفیا مربوط می‌شود، می‌بینیم که چطور مادرش از آن حضور فعالی که می‌تواند در جامعه داشته باشد فاصله گرفته و مشغول به زندگی تک‌بعدی‌ست، اما حضور مارتا، که با بسیاری از زنان دیگر متفاوت است، انگیزه‌ای برای این زن می‌شود که به فعالیت‌هایی که قبلاً آن‌ها را به طور جدی دنبال می‌کرده روی بیاورد. مثلاً تصمیم می‌گیرد فضایی اختصاصی برای تنهایی خود پیدا کند و با کمک مارتا، به دنبال اجاره‌ی یک آتلیه‌ی نقاشی‌ست. از طرفی در کتاب سوفیا همیشه سیاه می‌پوشد، می‌بینیم که همیشه این مارتا نیست که بر دیگران تأثیر می‌گذارد، بلکه مادر سوفیا، زنانگی درون او را بیدار می‌کند و او را به سمت دنیای لطیف‌تری سوق می‌دهد که از آن فاصله گرفته بوده است.

پائولو کنیه تی توانسته تا در این اثر هم، ظرافت‌های جهان زنان را با طرز شگفت‌انگیزی بازنمایی کند. در کتاب سوفیا همیشه سیاه می‌پوشد، با سبک نگارش دقیق و جزئی‌نگرانه‌ی خود که احساسات خارق‌العاده‌ای را در پس سادگی ظاهری پنهان می‌کند، چهره‌ای از یک زن فراموش‌نشدنی را نمایان می‌کند: زنی که از همان کودکی هم برای بقا جنگیده و توانسته از روان‌رنجوری‌های خود جان سالم به در ببرد و از همین طریق هم به مخاطب کمک می‌کند تا راه خودش را پیدا کند. کتابی گیرا که ما را از تولد سوفیا، تا زمانی که تصمیم به خودکشی گرفته و زمانی که بعد از عشقی که به تئاتر و هنرهای نمایشی دارد، به این عرصه را پیدا کرده، همراه می‌کند؛ به شیوه‌ای که با خواندن آن قادر خواهید بود زیبایی‌ها، اندوه‌ها، دردها، اضطراب‌ها و لحظات خوش را به گونه‌ای همراه با سوفیا احساس کنید که انگار خود را کاملاً درگیر تمام این وقایع می‌بینید.

این اثر که در سال 2013، در میان آثار فینالیست دریافت جایزه‌ی ادبی استرگا (Strega Prize) بوده، توسط نیایش بهمنیه به فارسی برگردانده شده و به کوشش نشر نیماژ به چاپ رسیده است.

کتاب سوفیا همیشه سیاه می‌پوشد برای چه کسانی مناسب است؟

مطالعه‌ی این اثر را به علاقه‌مندان به ادبیات جهان و دوستداران رمان‌ها و مجموعه داستان‌هایی که رنگ و بوی دنیای زنانه را منتقل می‌کنند پیشنهاد می‌کنیم.

در بخشی از کتاب سوفیا همیشه سیاه می‌پوشد می‌خوانیم

مارتا آن پاییز در کوهستان از طریق دوره‌ای آموزشی، که توسط پارتیزان‌های پیشین برگزار شده بود، شلیک‌کردن را آموخت. درحالی‌که صدای شلیک شکارچیان در جنگل منعکس می‌شد، تخته‌هدف‌ها را به تنه‌ی درختان نشانه می‌گرفت. و حرفه‌ای هم شد؛ اگرچه بعداً هرگز به کسی شلیک نکرد. در عوض، زمستان مسئول مداوای زخم‌های متعددِ ناشی از سلاح‌ها شد. از خانه‌اش به‌عنوان مریض‌خانه و انبار استفاده می‌کردند تا مجبور به تحمل‌کردن اعتراض‌هایش نباشند و اجازه دهند در کاری مشارکت داشته باشد. برایش پیش آمد دستمال‌گردنی ببندد و به سوپرمارکتی دستبرد بزند که مادرش دو بار در هفته از آن خرید می‌کرد. زمانی که دندان‌های فاشیست بی‌سروپایی را بعد از اینکه روزها پایین خانه‌اش انتظارش را کشیده و به‌لطف ورود و خروجِ سرایدارِ ساختمان کناری پیدایش کرده بودند می‌شکستند، او در ماشین ماند.

ارتباطات زیادی با افراد محله داشتند، با زن‌ها، کارگرها: اول ماشین‌های صاحبان کارخانه‌های کوچک را که فکر می‌کردند می‌توانند بدون مجازات ظلم کنند آتش می‌زدند و بعد، اگر لازم می‌شد، سراغ انبارهایشان می‌رفتند. زندگی‌ای مهیج و تقریباً فقط شبانه بود. مارتا روزها به نقش دانشجویی کارمند برمی‌گشت؛ خودش را با تحرک دائم و نوشیدن قهوه سرپا نگه می‌داشت. هنگامی که دعوتش می‌کردند، برای شام پیش برادرش می‌رفت و زمان را با تغییرات سوفیا، از دیداری تا دیداری بعد، اندازه‌گیری می‌کرد: ابتدا سه‌ماه داشت، می‌خورد و می‌خوابید و گریه می‌کرد و بَس؛ بعد یک‌ساله بود و به‌تنهایی روی پاهایش می‌ایستاد؛ بعد ناگهان فردی بود که می‌شد حتی با او صحبت کرد. مارتا وارد خانه که می‌شد، زانو می‌زد، مستقیم به چشم‌های سوفیا نگاه می‌کرد و می‌گفت: «خب، حالت چطوره؟» و نتیجه این می‌شد که او را بترساند و وادارش کند میان پاهای روسانا پنهان شود.

در نقش انقلابی خیلی بهتر بود تا در نقش عمه.

ketabrah

امتیاز این مطلب
محسن دادار
نوشته شده توسط

محسن دادار

کارشناس سئو و تحلیل ارزهای دیجیتال ؛ علاقه مند به تکنولوژی و اخبار روز دنیای فناوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خدمات وایز اول پرداخت

وایز اول پرداخت

گوگل فارکس آموزش تخصصی آمارکتس