Practical Magic 2 پس از ۲۸ سال، ساندرا بولاک و نیکول کیدمن را دوباره در نقش خواهران جادوگر خانواده اونز کنار هم قرار می‌دهد؛ بازگشتی که در نگاه اول می‌تواند یکی از جذاب‌ترین نمونه‌های دنباله‌های نوستالژیک هالیوود باشد. فیلم اصلی که در سال ۱۹۹۸ با استقبال چندان خوبی از سوی منتقدان روبه‌رو نشد، در طول سال‌ها به یک اثر کالت تبدیل شد و رابطه میان سالی و جیلی، فضای جادویی و البته «مارگاریتای نیمه‌شب» جایگاه ویژه‌ای نزد مخاطبان پیدا کرد. با این حال، مشکل اصلی Practical Magic 2 این است که صرف بازگرداندن عناصر آشنای فیلم اول، لزوماً به معنای بازگرداندن جادوی آن نیست.

فیلم جدید به کارگردانی سوزان بیر، کارگردان Bird Box، تلاش می‌کند داستان خانواده اونز را به نسل تازه‌ای منتقل کند؛ اما در بسیاری از لحظات بیشتر شبیه محصولی برای پاسخ دادن به موج نوستالژی هالیوود است تا دنباله‌ای که واقعاً دلیل محکمی برای ساخته‌شدن داشته باشد. نقدهای منتشرشده نیز در همین نقطه با یکدیگر هم‌نظرند: حضور دوباره بولاک و کیدمن جذاب است، اما فیلمنامه و طول فیلم اجازه نمی‌دهد این دیدار به تجربه‌ای واقعاً جادویی تبدیل شود.

نقد و بررسی فیلم Practical Magic 2؛ بازگشت نفرین قدیمی

داستان سال‌ها پس از اتفاقات فیلم نخست می‌گذرد. سالی اونز پس از تجربه‌ای تلخ تصمیم گرفته از جادو فاصله بگیرد و حتی دخترانش، کایلی و آنتونیا، را از میراث جادویی خانواده دور نگه داشته است. اما نفرین قدیمی خانواده هنوز کاملاً از بین نرفته و حالا نسل جدید را تهدید می‌کند.

کایلی درگیر اتفاقی می‌شود که بار دیگر خانواده را به مسئله نفرین بازمی‌گرداند و جست‌وجو برای راهی جهت شکستن آن، سالی، جیلی و اعضای جوان‌تر خانواده را به سفری تازه می‌برد. در این مسیر، فیلم بخشی از ماجرا را از خانه آشنای خانواده در ماساچوست خارج می‌کند و به انگلستان می‌برد؛ تغییری که از یک سو به فیلم امکان می‌دهد جهان جادویی خود را گسترش دهد، اما از سوی دیگر بخشی از هویت بصری و حال‌وهوای فیلم نخست را نیز از آن می‌گیرد.

فیلم همچنین از بازیگرانی مانند جوی کینگ، میسی ویلیامز و لی پیس استفاده می‌کند تا داستان را به نسل تازه‌ای منتقل کند، اما یکی از مشکلات مهم همین شخصیت‌های جدید هستند: بسیاری از آنها فرصت کافی برای تبدیل شدن به شخصیت‌هایی مستقل و به‌یادماندنی پیدا نمی‌کنند.

بیشتر بخوانید :  نقد و بررسی فیلم تی تی

بزرگ‌ترین نقطه قوت؛ بولاک و کیدمن

اگر قرار باشد یک دلیل جدی برای تماشای Practical Magic 2 پیدا کنیم، بدون شک آن ساندرا بولاک و نیکول کیدمن هستند.

رابطه میان سالی و جیلی همچنان مهم‌ترین دارایی فیلم است. بولاک در نقش سالی شخصیتی محتاط، جدی و زخم‌خورده ارائه می‌دهد، در حالی که کیدمن با انرژی همیشگی جیلی، بخش سبک‌تر و بازیگوش‌تر داستان را در اختیار دارد. تضاد میان این دو شخصیت از ابتدا یکی از جذابیت‌های فیلم اول بود و دنباله نیز هنوز می‌تواند از آن استفاده کند.

حتی منتقدانی که از فیلمنامه و ساختار فیلم ناراضی بوده‌اند، معمولاً شیمی میان این دو بازیگر را یکی از معدود نقاط قوت فیلم دانسته‌اند. TheWrap نیز تأکید می‌کند که این دو بازیگر تقریباً بدون زحمت همان انرژی آشنای گذشته را بازسازی می‌کنند.

اما مشکل اینجاست که فیلم بیش از اندازه روی همین نوستالژی حساب باز می‌کند.

تماشاگر قرار است از دیدن دوباره بولاک و کیدمن هیجان‌زده شود، موسیقی و لحظات آشنای فیلم نخست را بشنود و دوباره همان شوخی‌ها و فضای خانوادگی را تجربه کند؛ ولی پشت این بازگشت، داستان تازه‌ای با همان قدرت وجود ندارد.

مشکل اصلی؛ فیلمنامه‌ای که بیش از حد به گذشته وابسته است

یکی از انتقادهای مهم مطرح‌شده درباره فیلم این است که Practical Magic 2 به جای ساختن یک داستان تازه، تلاش می‌کند همان فرمول قدیمی را دوباره اجرا کند.

این مسئله در مورد دنباله‌های میراثی اتفاق تازه‌ای نیست. فیلمی که نزدیک به سه دهه بعد ساخته می‌شود، باید هم رضایت طرفداران قدیمی را جلب کند و هم برای مخاطبی که فیلم اول را ندیده، دلیل مستقلی برای تماشا داشته باشد. Practical Magic 2 در این زمینه چندان موفق نیست.

فیلم دوباره سراغ نفرین خانواده، روابط عاشقانه، جادو، خواهران اونز و مفهوم قدرت زنانه می‌رود؛ اما بسیاری از این ایده‌ها بیشتر شبیه تکرار عناصر فیلم اول هستند تا بازتعریف آنها.

Variety نیز دقیقاً روی همین موضوع دست می‌گذارد و فیلم را اثری طولانی و قابل پیش‌بینی توصیف می‌کند که بخش زیادی از عناصر محبوب فیلم اصلی را تکرار می‌کند و در نتیجه ناخواسته نقاط ضعف همان فیلم را هم دوباره آشکار می‌سازد.

نوستالژی؛ موتور محرک یا عصای جادویی؟

احتمالاً مهم‌ترین پرسشی که Practical Magic 2 ایجاد می‌کند این است که آیا نوستالژی به‌تنهایی می‌تواند یک فیلم را سرپا نگه دارد؟

پاسخ فیلم چندان امیدوارکننده نیست.

فیلم اصلی در زمان اکران اثر محبوب منتقدان نبود، اما در سال‌های بعد به‌واسطه شخصیت‌های زن، فضای فانتزی متفاوت و حس‌وحال خاصش به یک فیلم کالت تبدیل شد. همین محبوبیت دیرهنگام دلیل مهمی برای ساخت دنباله بود. با این حال، تبدیل یک فیلم کالت به یک مجموعه سینمایی الزاماً به معنای ادامه‌پذیر بودن جهان آن نیست.

Practical Magic در ذهن بسیاری از مخاطبان با همان ترکیب عجیب خانه قدیمی، خواهران اونز، خاله‌های eccentric، جادو، عاشقانه و فضای پاییزی دهه ۹۰ معنا پیدا کرده بود. وقتی فیلم دوم بخشی از این عناصر را جابه‌جا می‌کند و داستانی طولانی‌تر و پیچیده‌تر ارائه می‌دهد، آن حس جادویی اولیه تا حدی از بین می‌رود.

بیشتر بخوانید :  بررسی نقش شهریار در سریال زخم کاری 2

The Guardian نیز با وجود اشاره به لحظات دوست‌داشتنی فیلم، معتقد است که اثر جدید بیش از اندازه روی نوستالژی تکیه می‌کند؛ با این حال، رابطه میان بولاک و کیدمن هنوز می‌تواند برای طرفداران قدیمی جذاب باشد.

ریتم؛ فیلمی که طولانی‌تر از نیازش است

یکی دیگر از مشکلات مهم فیلم، مدت زمان ۱۳۰ دقیقه‌ای آن است؛ یعنی حدود ۲۵ دقیقه طولانی‌تر از فیلم سال ۱۹۹۸.

این افزایش زمان زمانی مشکل‌ساز می‌شود که داستان ظرفیت کافی برای پر کردن آن نداشته باشد. بخش‌هایی از فیلم بیش از اندازه کش پیدا می‌کنند و شخصیت‌های فرعی نیز همیشه کارکرد دراماتیک مشخصی ندارند.

در نتیجه، تماشاگر ممکن است احساس کند فیلم برای رسیدن به یک نقطه مشخص، بیش از حد در مسیر توقف می‌کند.

این مشکل در نقدهای دیگر نیز تکرار شده است. Variety فیلم را «بیش از حد طولانی» و قابل پیش‌بینی دانسته، در حالی که نقدهای تندتر حتی معتقدند ریتم کند فیلم باعث می‌شود نوستالژی نیز نتواند آن را نجات دهد.

سوزان بیر؛ کارگردانی که نمی‌تواند جادوی فیلم اول را تکرار کند

انتخاب سوزان بیر برای کارگردانی از ابتدا جالب بود. او پیش‌تر با ساندرا بولاک در Bird Box همکاری کرده بود و تجربه ساخت آثار درام و شخصیت‌محور را نیز دارد.

اما Practical Magic 2 فیلمی است که بیش از هر چیز به لحن نیاز دارد؛ به همان فضای عجیب، صمیمی و کمی kitsch فیلم نخست.

مشکل فیلم جدید این نیست که جلوه‌های ویژه آن به اندازه کافی بزرگ نیستند یا جادوهایش به اندازه کافی چشمگیر نیستند. مشکل این است که حس جادو در خود جهان فیلم کم‌رنگ شده است.

جادو در فیلم اول بخشی از زندگی روزمره خانواده بود. خانه، آشپزخانه، گیاهان، کتاب‌های جادو و حتی غذا و نوشیدنی‌ها بخشی از همان جهان بودند. در دنباله، جادو بیشتر به یک ابزار روایی تبدیل می‌شود؛ چیزی که داستان را از نقطه‌ای به نقطه دیگر می‌برد.

این تفاوت ظریف اما مهم است: فیلم اول درباره آدم‌هایی بود که در یک جهان جادویی زندگی می‌کردند؛ فیلم دوم گاهی شبیه آدم‌هایی است که برای پیشبرد داستان مجبورند جادو کنند.

بازیگران جدید؛ فرصت از دست‌رفته

جوی کینگ و میسی ویلیامز وظیفه دشواری دارند. آنها باید نسل جدید خانواده اونز را معرفی کنند، در حالی که تقریباً تمام توجه مخاطب همچنان به بولاک و کیدمن معطوف است.

کینگ در نقش کایلی فرصت بیشتری برای اثرگذاری دارد، اما ویلیامز در بخش‌هایی از فیلم عملاً در حاشیه باقی می‌ماند. حتی نقدهای مثبت‌تر نیز اشاره کرده‌اند که رابطه میان دو دختر اونز می‌توانست نقش پررنگ‌تری داشته باشد.

بیشتر بخوانید :  تصاویر فیلم Luther منتشر شد

لی پیس نیز با توجه به کاریزمای همیشگی‌اش انتخاب جذابی است، اما شخصیت او آن‌قدر که باید در ساختار داستان اهمیت پیدا نمی‌کند.

این موضوع یکی از مشکلات اساسی فیلم است: بازیگران خوبی دارد، اما فیلمنامه همیشه نمی‌داند با آنها چه کند.

آیا فیلم ارزش تماشا دارد؟

اگر از طرفداران جدی Practical Magic هستید، پاسخ احتمالاً بله، اما با انتظارات کنترل‌شده است.

دیدن دوباره ساندرا بولاک و نیکول کیدمن در نقش سالی و جیلی جذاب است. فیلم لحظاتی دارد که می‌تواند خاطرات نسخه ۱۹۹۸ را زنده کند و برای مخاطبانی که از همان ابتدا با خانواده اونز ارتباط برقرار کرده‌اند، همین دیدار دوباره ممکن است ارزشمند باشد.

اما اگر انتظار دارید دنباله‌ای ببینید که به اندازه فیلم اول شخصیت، فضا و هویت مستقل داشته باشد، احتمالاً ناامید خواهید شد.

منتقدان نیز به شکل محسوسی درباره همین موضوع اختلاف دارند. TheWrap و برخی نقدهای دیگر، فیلم را یک دیدار دوباره ناقص اما دوست‌داشتنی می‌دانند؛ در مقابل، Variety، The Guardian و چند منتقد دیگر معتقدند فیلم نمی‌تواند جادوی نسخه اصلی را دوباره احضار کند. حتی جمع‌بندی اولیه Rotten Tomatoes نشان می‌دهد واکنش منتقدان به فیلم بیشتر منفی تا مثبت بوده است.

جمع‌بندی

Practical Magic 2 نمونه دیگری از وسوسه هالیوود برای بازگرداندن شخصیت‌های محبوب گذشته است؛ فیلمی که بهترین دلیل ساخته‌شدنش، دلتنگی مخاطبان برای ساندرا بولاک و نیکول کیدمن است، نه الزاماً وجود داستانی که واقعاً به ادامه نیاز داشته باشد.

شیمی میان دو بازیگر اصلی هنوز وجود دارد و برای طرفداران فیلم اول ارزشمند است. همچنین ایده انتقال میراث جادویی خانواده به نسل جدید، روی کاغذ می‌توانست مسیر جذابی برای مجموعه ایجاد کند. اما فیلمنامه بیش از اندازه به نوستالژی، تکرار و جمله‌های شعاری وابسته است و زمان طولانی فیلم نیز این ضعف را بیشتر نمایان می‌کند.

در نهایت، Practical Magic 2 بیشتر شبیه مهمانی دیدار مجدد دوستان قدیمی است تا یک ماجراجویی جادویی تازه. اگر برای دیدن دوباره سالی و جیلی به سینما بروید، احتمالاً لحظات دوست‌داشتنی پیدا خواهید کرد؛ اما اگر انتظار دارید این فیلم همان احساسی را ایجاد کند که نسخه ۱۹۹۸ به‌مرور در میان مخاطبان به وجود آورد، شاید بهتر باشد جادوی قدیمی را همان‌طور که در خاطرتان مانده نگه دارید.

امتیاز پیشنهادی: ۵ از ۱۰

نقاط قوت:

  • شیمی همچنان جذاب بولاک و کیدمن
  • بازگشت شخصیت‌های محبوب
  • فضای فانتزی و نوستالژیک
  • چند لحظه احساسی موفق

نقاط ضعف:

  • فیلمنامه قابل پیش‌بینی
  • زمان اجرای بیش از حد طولانی
  • استفاده ناکافی از برخی بازیگران جدید
  • وابستگی زیاد به نوستالژی
  • ناتوانی در بازسازی حس و حال منحصربه‌فرد فیلم اول
امتیاز این مطلب
Shares:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *