ژانر وحشت در دهه‌ی گذشته رشدی چشمگیر داشته است. دیگر کسی به آن به‌عنوان ژانری درجه‌دو نگاه نمی‌کند. به لطف فیلم‌سازان خلاقی مانند جردن پیل، زک کرگر و برادران فیلیپو، وحشت امروز به ژانری نوآور، هنرمندانه و قابل احترام تبدیل شده است. با این حال، این پیشرفت به معنای بی‌نقص بودن تمام آثار تازه نیست. هنوز هم تعداد زیادی فیلم ترسناک کلیشه‌ای، تکراری و کم‌ریسک ساخته می‌شوند که عمدتاً مخاطب نوجوان را هدف می‌گیرند؛ فیلم‌هایی که می‌بینید و فردای آن روز تقریباً هیچ‌چیز از آن‌ها به یاد نمی‌آورید. در ادامه این پست از اول نیوز به نقد و بررسی فیلم Whistle می پردازیم.

فیلم Whistle دقیقاً در همین دسته قرار می‌گیرد. این اثر که به نویسندگی اوون اگرتون و کارگردانی کورین هاردی (سازنده The Nun) ساخته شده، با وجود بهره‌گیری از بازیگرانی توانمند مانند دافنه کین، سوفی نلیس و نیک فراست، قربانی فیلمنامه‌ای کاملاً قابل پیش‌بینی و فرمول‌زده می‌شود. «سوت» فیلمی است که بارها و بارها مشابهش را دیده‌ایم؛ گاهی بدتر، گاهی بهتر، اما تقریباً همیشه با نتیجه‌ای یکسان: فراموشی سریع.

نقد و بررسی فیلم Whistle

فیلم بدون مقدمه وارد فضای وحشت می‌شود. ما نوجوانی به نام میسون را در مدرسه دنبال می‌کنیم که مردی سوخته را می‌بیند؛ موجودی که هیچ‌کس جز او قادر به دیدنش نیست. این موجود به او حمله می‌کند و میسون به طرز هولناکی طعمه همان هیولای انسان‌نمایی می‌شود که به او چسبیده و رهایش نمی‌کند.

نقد و بررسی فیلم Whistle

کمی بعد، با شخصیت اصلی فیلم Whistle، کریس (با بازی دافنه کین) آشنا می‌شویم؛ دختری درون‌گرا، عبوس و کم‌حرف که به‌تازگی به شهر آمده و گذشته‌ای تراژیک دارد؛ گذشته‌ای که به مرگ پدرش ختم شده است. او تنها با پسرخاله‌اش رِل و دوست قدیمی‌اش الی ارتباط دارد. نگاه‌های غم‌زده و چشمان درشت دافنه کین، اندوه عمیق کریس را منتقل می‌کند، اما این شخصیت ضعیف یا منفعل نیست؛ وقتی یکی از ورزشکاران مدرسه به نام دین او را مسخره می‌کند، کریس بدون تردید واکنشی فیزیکی و قاطع نشان می‌دهد.

بیشتر بخوانید :  نقد و بررسی فیلم No Way Up

مشکلات کریس زمانی بیشتر می‌شود که کمد میسون به او می‌رسد و در آن سوتی عجیب به شکل جمجمه پیدا می‌کند. او این سوت را در زمان تنبیه به معلمش، آقای کریون (نیک فراست) نشان می‌دهد و خیلی زود مشخص می‌شود که این شیء نفرین‌شده چیزی نیست که باید از آن استفاده کرد. اما طبق قانون نانوشته‌ی فیلم‌های ترسناک (تفنگ چخوف)، و البته با توجه به اینکه با نوجوانان طرف هستیم، سوت بالاخره به صدا درمی‌آید.

بدون لو دادن جزئیات، صدای این سوت نیرویی شوم را بیدار می‌کند؛ موجودی غیرممکن که قربانیان جوان خود را تعقیب می‌کند و آن‌ها را وارد مبارزه‌ای ناامیدکننده برای بقا می‌سازد.

بازیگران توانمند، شخصیت‌های رهاشده

اگر داستان فیلم Whistle آشنا به نظر می‌رسد، بی‌دلیل نیست. «سوت» ترکیبی است از ایده‌های فیلم‌های موفق‌تری مانند Talk to Me و It Follows؛ آثاری درباره نوجوانانی که با انتخاب‌های اشتباه، موجودی ماورایی را آزاد می‌کنند. چنین فرمولی ذاتاً بد نیست، به‌شرط آنکه درست اجرا شود.

مشکل اصلی «سوت» از همین‌جا آغاز می‌شود. با وجود بازیگران مطرح، فیلم عملاً چیز زیادی برای ارائه به آن‌ها ندارد. کارگردانی کورین هاردی قابل قبول است و فضای فیلم حال‌وهوایی شبیه دهه ۹۰ دارد، اما فیلمنامه شخصیت‌ها را به‌شدت محدود کرده است.

نقد و بررسی فیلم Whistle

کریس بیشتر فیلم را یا در حال غصه خوردن می‌بینیم یا در حال فرار. دافنه کین با تمام توان تلاش می‌کند شخصیت را قابل همذات‌پنداری کند، اما فیلمنامه فرصت چندانی به او نمی‌دهد. همین مشکل درباره الی (سوفی نلیس) نیز صدق می‌کند؛ بازیگری با چهره‌ای بسیار بیانگر که اینجا به شخصیتی تک‌بعدی و صرفاً کاربردی تقلیل یافته است.

بیشتر بخوانید :  نقد و بررسی فیلم آیه‌های زمینی : نماینده سینمای ایران در جشنواره کن ۲۰۲۳

نیک فراست نیز حضور کوتاهی دارد و تنها نقش «معلمِ دانای موقت» را بازی می‌کند؛ شخصیتی که می‌آید تا قواعد هیولا را توضیح دهد و سپس کنار می‌رود. در این میان، رِل، پسرخاله کریس، جذاب‌ترین شخصیت فیلم از آب درمی‌آید؛ نوجوانی مهربان، وفادار و دارای خط داستانی مستقل که شایسته توجه بسیار بیشتری بود.

اسیر کلیشه‌های تنبل ژانر وحشت

«سوت» تقریباً به تمام کلیشه‌های ممکن ژانر وحشت نوجوانانه تن می‌دهد: شخصیت اصلی با والد مرده، معلم آگاه، قربانیان ناآگاه، شخصیت‌هایی که دقیقاً همان اشتباهات همیشگی را تکرار می‌کنند. شخصیت‌های فرعی مانند گریس (دختر بلوند محبوب) و دین (ورزشکار قلدر) آن‌قدر کلیشه‌ای و غیرواقعی‌اند که باورپذیری فیلم را از بین می‌برند. دیالوگ‌ها، به‌ویژه در مورد دین، بیشتر شبیه کارتون‌های دهه ۸۰ هستند تا انسان‌های واقعی.

نقد و بررسی فیلم Whistle

جمع‌بندی

نکته مثبت اصلی فیلم، طراحی موجود ترسناک و قوانین نسبتاً جذاب آن است. صحنه‌های مرگ و خشونت تا حدی مؤثرند و می‌توانند تماشاگر را در لحظاتی درگیر کنند. با این حال، شخصیت‌پردازی ضعیف و فیلمنامه‌ی قابل پیش‌بینی مانع از تبدیل شدن «سوت» به اثری ماندگار می‌شود.

«سوت» فیلمی است که اگر کاملاً حوصله‌تان سر رفته باشد، می‌تواند سرگرم‌کننده باشد؛ اما هرگز انتظار نداشته باشید با اثری خلاقانه و غافلگیرکننده در حد Talk to Me یا It Follows روبه‌رو شوید. این فیلم ترجیح می‌دهد در چارچوب‌های امن و کهنه باقی بماند؛ تا جایی که اگر چند صحنه ترسناک خوبش را حذف کنیم، شاید هوش مصنوعی هم می‌توانست آن را بنویسد.

امتیاز این مطلب
Shares:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *