نقد و بررسی کتاب کشتن عمه خانم

26
0
نقد و بررسی کتاب کشتن عمه خانم

کتاب صوتی کشتن عمه خانم اثری از آندری بورسا، شاعر و نویسنده‌ی قرن بیستمیِ لهستان است. بورسا که به کافکای لهستان شهره است، در این کتاب راوی داستانِ زندگی جوانِ دانشجویی است که با عمه‌ی خود زندگی می‌کند و روزی، بدون هیچ هدف و انگیزه‌ای، آن زن را به هولناک‌ترین شکل از بین می‌برد. این طنز سیاه و گزنده‌ی ماجراهای پس از قتل و خلاص شدن از شر تکه‌های جسد است که نویسنده شما را به دنبال کردن آن دعوت می‌کند. در این پست به نقد و بررسی کتاب کشتن عمه خانم می پردازیم.

نقد و بررسی کتاب کشتن عمه خانم

آندری بورسا (Andrzej Bursa) در کتاب صوتی کشتن عمه خانم (Killing Auntie) از ماجرای آغشته‌شدنِ دست‌های یوریک جوان به خون عمه‌ی رئوف برای مخاطب خود گفته است. یوریکِ بیست‌ویک‌ساله که از زندگی در کنار پدر و مادر خود محروم است، با عمه‌اش زندگی می‌کند. یوریک را هیچ هدفی در زندگی به پیش نمی‌راند و هیچ انگیزه‌، شور و شوق و آرزوی خاصی در حرکات و رفتارش مشاهده نمی‌شود. او آرزویی ندارد و دلیل و هدفی برای سفر زندگی نمی‌شناسد و به‌غایت دمدمی‌مزاج و بسیار خسته و بی‌حوصله است. یک روز عمه از او می‌خواهد تا میخی را به دیوار بکوبد و یوریک، بدون هیچ نقشه و طرح قبلی و تنها از سر کسالت، چکش را به‌جای دیوار به سر عمه می‌زند و او را می‌کشد. حالا یوریک مانده و جسدی که فکر می‌کند می‌داند چطور باید از دستِ قطعاتی که به زحمت از آن جدا کرده است، خلاص شود، اما این بار هم مانند تمام تصمیماتی که در عمر کوتاه خود گرفته است، در اشتباه است!

کشتن عمه خانم یک ملغمه‌ی درهم‌پیچیده‌ی رئالیستی-ناتورالیستی، برگرفته از طاعون و بیگانه از آثار آلبر کامو، پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی و شاید بیش از همه، جنایت و مکافات اثر داستایوفسکی است و در عین حال، با آن‌ها تفاوت‌های بسیاری دارد. آندری بورسا به لحاظ تجربیات زندگیِ کوتاهِ بیست‌وپنج ساله‌اش، بیشترین شباهت را به کافکا داشت و همانند او در انزوای ناشی از شرایط دشوار زندگی می‌زیست.

لهستان سال‌های سختی را می‌گذراند: تهاجم آلمان و عواقب فاجعه‌وار آن و بعد قرار گرفتن زیر سلطه‌ی شوروی. بورسای جوان نیز از این شرایط خشمگین و ناراضی است. در سطر آخر شعری که پیش از شروع داستان نوشته است، خطاب به خدا می‌گوید: «آخر چرا مرا یک لهستانی آفریده‌ای؟» بورسا همانند بسیاری از هم‌نسلان خود تلاش می‌کرد تا صدایی بر همهمه‌های مبهمِ اعتراض به وضعیت موجود بیفزاید؛ صدایی برآمده از نسلی خشمگین که سال‌ها بود روی خوش زندگی را ندیده بودند. آندری بورسا نوشتن را یک سال پس از مرگ استالین آغاز کرد و آثارش در نشریه‌های ادبی و روزنامه‌های آن زمان به انتشار رسیدند اما مشکلات قلبی مادرزادی، عمری کوتاه برای او رقم زدند. کشتن عمه خانم تنها رمان اوست که پس از درگذشت‌اش پیدا و منتشر شد.

یوریکِ کتاب صوتی کشتن عمه خانم در سیاهیِ محض زندگی می‌کند. آندری بورسا حتی از او انگیزه‌ی قتل را نیز دریغ کرده است. یوریک مانند هم‌نسلانش از مفهوم آرمان گریزان است و برخلاف راسکولنیکفِ داستایوفسکی، بی‌قصد و هدفی آدم کشته و حالا وقت خلاصی از خرابکاری‌اش است. عذاب وجدان؟ گفت‌وگوهای درونی؟ نشخوارهای ذهنی تمام‌نشدنی؟! نه! این‌ها همه بمانند برای زمانی که دیگر از شر جنازه خلاص شده و حوصله‌ی عذاب کشیدن را داشته باشد! توصیف آندری بورسا از صحنه‌های تکه‌تکه کردن جسد، هولناک و آزاردهنده است و سیاهی و تلخی آن شاید به مذاق بسیاری خوش نیاید، اما نویسنده آنچنان حقیقت را بدون واسطه و عریان در برابر چشم‌های حیرت‌زده‌ی ما به تصویر می‌کشد که شرح مثله شدن جسدی را هم واژه به واژه دنبال می‌کنیم تا آنکه بدانیم در پسِ زشتی‌ها و تلخی‌های روایتِ نویسنده، چه حقایقی نهفته است.

کشتن عمه خانم را کیهان بهمنی به فارسی ترجمه کرده و نشر آموت آن را به چاپ رسانده است. نسخه‌ی صوتی این اثر را به همت آوانامه و با خوانش محمدرضا قلمبر و مهدی صفری می‌شنوید.

نکوداشت‌های کتاب کشتن عمه خانم

کشتن عمه خانم رمانی سریع در روایت و سبک و شوخ در لحن است. رمانی که پس از مطالعه، به‌زودی فراموشش نمی‌کنید. (World Literature Today)

  • تنوع هوشمندانه‌ای که بورسا در کتاب خود به خرج داده است، از جذابیت روایی قابل‌توجهی برخوردار است. کشتن عمه خانم، رمانی کوچک و زیباست. (The Complete Review)
  • کشتن عمه خانم انقلابی علیه ابتذالِ زندگیِ روزمره است. (Gazeta Krakowska)
  • طنز گزنده و سیاه آندری بورسا، تاریکی مطلق را از خود دور نگاه می‌دارد. (The Independent)
  • کشتن عمه خانم کتابی برانگیزاننده، نوآور و جذاب است. (Amazon)

کتاب صوتی کشتن عمه خانم برای چه کسانی مناسب است؟

شنیدنِ کتاب صوتی کشتن عمه خانم را به تمامی علاقه‌مندان به رمان‌های جنایی و معماگونه و همین‌طور مخاطبان ادبیات لهستان پیشنهاد می‌کنیم.

در بخشی از کتاب صوتی کشتن عمه خانم می‌شنویم

در خیابان همه‌چیز را دو تا می‌دیدم. فکر نکنم تا حالا چنین حالی را تجربه کرده بودم. بعد برای خودم یک سرگرمی درست کردم، سعی کردم حدس بزنم از بین اشیایی که دو تا می‌دیدم کدام واقعی و کدام غیرواقعی است. همه را هم درست حدس می‌زدم. فقط نمی‌دانم چرا پاچه‌های شلوارم به‌خاطر رد شدن از چاله‌های آب خیالی خیس شده بودند. بعد خیلی سبک و بدون هیچ مشکلی بالا آوردم. سعی می‌کردم از کنار پیاده‌رو راه بروم و با ادای احترام به عابران راه بدهم که رد شوند. سعی کردم آواز بخوانم اما گلویم خشک و صدایم خش‌دار بود. بعد به یک چهارراه کوچک رسیدم که دو نیمکت کوچک داشت. خودم را به سمت آن‌ها کشاندم و روی یکی‌شان ولو شدم. تمام چیزهای اطرافم شروع به چرخیدن کردند. ناپایداری موقعیت‌ام بلافاصله نیروی ناپایداری جهان را فعال کرد و همه‌چیز شروع به حرکت کرد. بنابراین جایم را عوض کردم. روی نیمکت دراز کشیدم. سرم یک طرف آویزان بود و پاهایم را روی پشتی نیمکت انداخته بودم. چند ثانیه‌ی اول از این زاویه‌ی دید و از پشت منشور الکل، جهان به نظرم جالب‌تر آمد ولی این حالت خیلی طول نکشید. باز مجبور شدم وضعیتم را تغییر بدهم چون این‌طوری هم خیلی راحت نبودم. در حالی که با دقت سعی می‌کردم وزن بیهوده‌ی سرم را تحمل کنم، چند بار بدنم را جابه‌جا کردم. دستِ آخر، با دست‌هایی رو به بالا، روی دسته‌ی نیمکت نشستم. بعد مثل میمون‌ها نشستم، بعد مثل قهرمان‌ها. بالاخره دست از سر نیمکت برداشتم و بلند شدم. کمی که راه رفتم، ایستادم و یک انگشتم را بالا گرفتم. بعد با لحنی مرموز و آرام گفتم: «هیچکی از جریان مرموز جسد آگاه نمی‌شه.»

ketabrah

5/5 - (2 امتیاز)
محسن دادار
نوشته شده توسط

محسن دادار

کارشناس سئو و تحلیل ارزهای دیجیتال ؛ علاقه مند به تکنولوژی و اخبار روز دنیای فناوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گوگل فارکس آموزش تخصصی آمارکتس