Tenzing به کارگردانی جنیفر پیدوم، فیلمی تاریخی، ماجراجویانه و زندگی‌نامه‌ای درباره یکی از مشهورترین صعودهای تاریخ است؛ اما برخلاف بسیاری از روایت‌های پیشین، این بار دوربین داستان را نه از زاویه قهرمانان غربی، بلکه از نگاه تنزینگ نورگی روایت می‌کند؛ کوهنورد شرپایی که همراه با ادموند هیلاری در سال ۱۹۵۳ نخستین صعود موفق به قله اورست را رقم زدند. گندن فونتسو در نقش تنزینگ و تام هیدلستون در نقش هیلاری بازی می‌کنند و ویلم دفو و کیترینا بالف نیز از بازیگران فیلم هستند.

آنچه فیلم را از یک بازسازی صرفاً ماجراجویانه متمایز می‌کند، تغییر مرکز ثقل داستان است. «Tenzing» نمی‌خواهد صرفاً درباره فتح بلندترین نقطه زمین باشد؛ بلکه می‌خواهد بپرسد چه کسی حق دارد داستان یک پیروزی تاریخی را روایت کند؟

در ادامه این پست از اول نیوز به نقد و بررسی فیلم Tenzing می پردازیم. همچنین برای اطلاع از جدیدترین اخبار فیلم های روز دنیا با ما همراه باشید.

بازگرداندن تنزینگ به مرکز داستان فیلم Tenzing

برای دهه‌ها، روایت مشهور صعود سال ۱۹۵۳ عمدتاً نام ادموند هیلاری را در مرکز توجه قرار داده است. تنزینگ نورگی نیز در بسیاری از روایت‌های غربی بیشتر به عنوان «شرپا» یا همراه هیلاری دیده شده تا یک قهرمان مستقل.

فیلم Tenzing

فیلم جنیفر پیدوم آگاهانه این زاویه را تغییر می‌دهد. تنزینگ در اینجا صرفاً نیروی کمکی یک تیم بریتانیایی نیست؛ او کوهنوردی باتجربه، مردی صاحب خانواده، پدری دلسوز و انسانی است که رؤیای رسیدن به قله را از سال‌های جوانی با خود حمل کرده است. همین تغییر نگاه، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای فیلم است. نقد Collider نیز دقیقاً بر همین وجه تأکید دارد و فیلم را روایتی می‌داند که به تنزینگ اجازه می‌دهد به‌عنوان یک شخصیت کامل و نه صرفاً «شرپای همراه هیلاری» دیده شود.

فیلم در واقع تاریخ را انکار نمی‌کند؛ بلکه زاویه دید تاریخ را اصلاح می‌کند.

اورست؛ دشمن نیست، موجودی مقدس است

یکی از جذاب‌ترین ایده‌های فیلم تفاوت نگاه تنزینگ با کوهنوردان غربی به کوهستان است.

برای بسیاری از اعضای گروه بریتانیایی، اورست یک هدف است؛ چیزی که باید فتح شود. اما برای تنزینگ، کوه همان «چومولونگما» است؛ موجودی مقدس و مادرگونه که رابطه‌ای روحانی و فرهنگی با مردم منطقه دارد.

این تفاوت نگاه، به فیلم عمق بیشتری می‌دهد. صعود دیگر صرفاً رقابتی برای رسیدن به بالاترین نقطه جهان نیست. در نگاه تنزینگ، رسیدن به قله نوعی بازگشت به یک رؤیای شخصی و معنوی است. همین تلفیق میان کوهنوردی، ایمان، هویت و تعلق فرهنگی یکی از نقاطی است که فیلم را از یک درام ورزشی یا ماجراجویانه معمولی جدا می‌کند.

بیشتر بخوانید :  پربیننده‌ترین سریال پارامونت پلاس 2022

در اینجا کوهستان صرفاً لوکیشن نیست؛ بخشی از هویت شخصیت اصلی است.

گندن فونتسو؛ قلب فیلم

مهم‌ترین انتخاب بازیگری فیلم، بدون تردید گندن فونتسو در نقش تنزینگ است.

فیلم به جای آنکه شخصیت تنزینگ را به یک قهرمان پرسر‌وصدا تبدیل کند، روی نوعی آرامش، انسانیت و امید درونی تکیه می‌کند. این رویکرد باعث می‌شود قهرمانی او بیشتر از آنکه حاصل دیالوگ‌های بزرگ باشد، از رفتار و مسیر زندگی‌اش شکل بگیرد.

در روایت فیلم، تنزینگ سال‌ها با محدودیت‌هایی روبه‌روست؛ او باید ثابت کند که چیزی فراتر از یک نیروی خدماتی برای تیم‌های کوهنوردی است. در نتیجه، رسیدن او به جایگاه یک عضو واقعی تیم، خودش بخشی از داستان صعود است.

یکی از نکات قابل توجه این است که فیلم تنزینگ را فقط به عنوان «کوهنورد» معرفی نمی‌کند. رابطه او با همسرش داوا، خانواده‌اش و آدم‌هایی که در مسیر از او حمایت می‌کنند، نشان می‌دهد که پشت یک دستاورد تاریخی، معمولاً مجموعه‌ای از روابط انسانی قرار دارد.

فیلم Tenzing

به همین دلیل است که پایان صعود، صرفاً یک لحظه ورزشی نیست؛ بار احساسی آن از تمام مسیری می‌آید که شخصیت برای رسیدن به آن نقطه طی کرده است. نقد Collider نیز بر همین نکته تأکید می‌کند: فیلم علاوه بر ایمان و سخت‌کوشی، درباره آدم‌هایی است که رؤیای یک انسان را در مسیر رسیدن به آن همراهی می‌کنند.

تام هیدلستون و ادموند هیلاری

تام هیدلستون در نقش ادموند هیلاری انتخابی قابل توجه است، اما فیلم هوشمندانه اجازه نمی‌دهد هیلاری دوباره مرکز روایت را از تنزینگ بگیرد.

رابطه این دو به‌تدریج شکل می‌گیرد. آن‌ها از نظر فرهنگی و اجتماعی تفاوت‌های زیادی دارند، اما در موقعیتی قرار گرفته‌اند که هر دو تا حدی در حاشیه ساختار اصلی گروه قرار دارند. نتیجه، رابطه‌ای مبتنی بر احترام و اعتماد متقابل است.

نکته جالب این است که فیلم تلاش نمی‌کند میان این دو شخصیت رقابتی مصنوعی ایجاد کند. داستان بیشتر به سمت نوعی رفاقت و هم‌پیمانیحرکت می‌کند؛ دو انسانی که در شرایطی تقریباً غیرقابل تصور باید به یکدیگر اعتماد کنند.

این انتخاب، از نظر دراماتیک اهمیت زیادی دارد: موفقیت صعود در نهایت نتیجه یک «قهرمان تنها» نیست، بلکه حاصل همکاری دو انسان است.

نقش زنان در رؤیای تنزینگ

یکی از جنبه‌های قابل توجه داستان، حضور شخصیت‌هایی است که مستقیماً روی کوه حضور ندارند اما در شکل‌گیری مسیر تنزینگ نقش دارند.

بیشتر بخوانید :  موثرترین بازیگران سریال های خانگی ایران

همسر او، داوا، و جیل هندرسون با بازی کیترینا بالف، به فیلم یادآوری می‌کنند که تاریخ کوهنوردی فقط داستان مردانی نیست که روی قله ایستاده‌اند.

تنزینگ بدون حمایت عاطفی و اجتماعی اطرافیانش همان شخصیت نهایی فیلم نمی‌شد. به همین دلیل، فیلم مفهوم «پیروزی» را از یک دستاورد فردی فراتر می‌برد.

تصویر اورست؛ شکوهی که به خطر تبدیل می‌شود

از نظر بصری، «Tenzing» طبیعتاً یکی از مهم‌ترین برگ‌های برنده خود را در اختیار دارد: هیمالیا.

فیلم از چشم‌اندازهای وسیع و تصاویر هوایی برای نمایش مقیاس کوهستان استفاده می‌کند و در کنار آن، صدای برف، نفس‌زدن کوهنوردان و سکوت ارتفاع را به تجربه‌ای فیزیکی تبدیل می‌کند. برخی منتقدان نیز مشخصاً از فیلم‌برداری و طراحی صوتی فیلم تمجید کرده‌اند و آن را عاملی برای انتقال حس خطر و بی‌ثباتی صعود دانسته‌اند.

اما اهمیت تصاویر فقط در زیبایی‌شان نیست.

هرچه انسان‌ها در برابر کوه کوچک‌تر دیده می‌شوند، جاه‌طلبی آن‌ها نیز پیچیده‌تر به نظر می‌رسد. فیلم به شکلی ضمنی یادآوری می‌کند که انسان نمی‌تواند واقعاً طبیعت را «فتح» کند؛ او فقط برای مدت کوتاهی موفق می‌شود از آن عبور کند.

آیا فیلم بیش از حد آرام است؟

یکی از نقاطی که می‌توان درباره «Tenzing» محل بحث دانست، ریتم روایت است.

فیلم بیش از آنکه یک بلاک‌باستر کوهنوردی باشد، یک درام شخصیت‌محور است. بنابراین بخش قابل توجهی از زمان فیلم صرف شکل‌گیری شخصیت‌ها، روابط و زمینه تاریخی می‌شود.

این رویکرد برای مخاطبی که انتظار یک فیلم پرتنش و مملو از صحنه‌های صعود دارد، ممکن است کند به نظر برسد. اتفاقاً واکنش منتقدان نیز کاملاً یکدست نیست: در حالی که Collider و چند منتقد دیگر بر جنبه انسانی و فرهنگی فیلم تأکید مثبتی داشته‌اند، برخی نقدهای دیگر معتقدند فیلم با وجود بازی‌های خوب و تصاویر چشمگیر، از نظر تأثیرگذاری دراماتیک همیشه به اندازه عظمت داستان واقعی قدرتمند نیست.

بنابراین «Tenzing» را بهتر است یک درام تاریخی شخصیت‌محور با پس‌زمینه کوهنوردی دانست، نه یک فیلم بقا و هیجان محض.

فیلمی درباره رؤیا، نه فقط فتح قله

در نهایت، مهم‌ترین موفقیت «Tenzing» شاید این باشد که داستان را از سؤال «چه کسی اورست را فتح کرد؟» به سؤال عمیق‌تری تبدیل می‌کند:

برای رسیدن به یک رؤیا، چه چیزهایی باید پشت سر گذاشته شود و چه کسانی در این مسیر همراه ما هستند؟

اورست در این فیلم مقصد است، اما موضوع اصلی نیست. موضوع اصلی انسانی است که سال‌ها برای رسیدن به چیزی تلاش کرده که بسیاری از دیگران تصور می‌کردند متعلق به او نیست.

بیشتر بخوانید :  رتبه‌ بندی بهترین بازی‌هایی که گرافیک چشم‌نوازی دارند

جنیفر پیدوم با سابقه ساخت مستند Sherpa شناخت قابل توجهی از فرهنگ شرپاها و جهان هیمالیا دارد و این تجربه در رویکرد فیلم به کوهستان و جامعه اطراف آن محسوس است. فیلم تلاش می‌کند اورست را از یک نماد صرفاً غربیِ ماجراجویی خارج کند و آن را در زمینه فرهنگی مردمی قرار دهد که قرن‌ها در سایه آن زندگی کرده‌اند.

به همین دلیل، وقتی تنزینگ سرانجام به قله می‌رسد، اهمیت آن فقط در این نیست که او به بلندترین نقطه زمین رسیده است. آن لحظه حاصل سال‌ها انتظار، شکست، تلاش، حمایت خانواده، مبارزه با ساختارهای سلسله‌مراتبی و وفاداری به یک رؤیای شخصی است.

فیلم Tenzing

«Tenzing» در بهترین لحظاتش فیلمی درباره فتح اورست نیست؛ درباره پیدا کردن جایگاه خود در داستانی است که دیگران پیش از این برایت نوشته‌اند.

و شاید به همین دلیل است که قله، در پایان فیلم، بیشتر از آنکه پایان یک صعود باشد، آغاز دیده‌شدن دوباره مردی است که برای مدت طولانی در حاشیه داستانی قرار گرفته بود که خودش یکی از قهرمانان اصلی آن بود.

مشخصات فیلم

  • عنوان: Tenzing
  • کارگردان: Jennifer Peedom
  • فیلمنامه: Luke Davies
  • بازیگران: Genden Phuntsok، Tom Hiddleston، Willem Dafoe، Caitríona Balfe
  • ژانر: زندگی‌نامه‌ای، درام، ماجراجویی، تاریخی
  • مدت: حدود ۲ ساعت و ۵ دقیقه
  • محصول: Apple Original Films / See-Saw Films
  • اکران سینمایی: ۹ اکتبر ۲۰۲۶
  • انتشار در Apple TV: ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶
  • امتیاز Collider: ۸ از ۱۰

جمع‌بندی

«Tenzing» داستانی آشنا را از زاویه‌ای تازه روایت می‌کند. ارزش اصلی آن نه فقط در بازسازی یکی از مشهورترین صعودهای تاریخ، بلکه در بازگرداندن تنزینگ نورگی به مرکز روایتی است که سال‌ها بیشتر با نام ادموند هیلاری شناخته می‌شد.

گندن فونتسو با بازی کنترل‌شده و انسانی خود ستون اصلی فیلم است و تام هیدلستون نیز در نقش هیلاری رابطه‌ای متعادل با او شکل می‌دهد. تصاویر کوهستانی و فضای صوتی فیلم حس حضور در ارتفاعات را تقویت می‌کنند و نگاه معنوی تنزینگ به چومولونگما به داستان لایه‌ای فرهنگی می‌دهد.

با این حال، ریتم نسبتاً آرام و تمرکز زیاد بر مسیر شخصیتی ممکن است برای کسانی که انتظار یک فیلم کوهنوردی پرهیجان دارند، چالش‌برانگیز باشد.

اما اگر «Tenzing» را در چارچوب یک درام تاریخی درباره هویت، رؤیا، تعلق و رفاقت ببینیم، فیلم حرف‌های بیشتری برای گفتن دارد. اینجا قله فقط جایی نیست که باید به آن رسید؛ قله نمادی از سال‌ها تلاش برای اثبات این حقیقت است که هر داستان تاریخی، بیش از یک راوی دارد.

امتیاز این مطلب
Shares:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *